|
دنبالشم شدید ان
|
||
|
یک شعر
۱۳٩۱/٢/٢۱
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید ! برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید ! مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید ! به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری ، نسترن آفرید برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید ! برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید اینم یه یاد سال 89که اینجا ضد پسر مینوشتتم
+ساعت ۱٠:٥٥ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
همینجوری
۱۳٩۱/٢/۱٦ بچه ها بچه ها مایه وب سه نفره زدیم منو حدیث و زهرا این وبه حدیثه خیلی باحاله حتما برید(همین الان داشتیم عکسای وبشو میدییم ناظممون اومد گف بذار عکسارو ببینم بعد اوردیم همون موقع عکس مااچ و اینا اومد rahal4t.loxblog.com اینم مال ما سه تاس که من هنوز چیزی توش نذاشتم 3fingily.loxblo.com خوب دیگه فلا. اینو حدیث باس تولد من ساخته 2.2.75 http://rahal4t.loxblog.com/post.php?p=32
+ساعت ۱٢:٠٤ ب.ظ نويسنده
نظرات ()
00
۱۳٩۱/٢/۱۱ ورودمان را با تعویض قالب اغاز میکنیم اخیش 9 ماااااااااه بود قالب عوض نکرده بودم.. کی باورش میشه؟؟؟؟!!! سلام ببخشید نتونستم روز توولدم بیایم زرا این عمو ی مادر ما ریق رحمت و خورد نوشید...درست در روز گرامیو بزرگ تولد اینجانب فائزه ی محترمه ی مکرمه ی گرامی... وما دپرس بودیم... این راببنیید:
ادامه مطلب
+ساعت ٩:٢٤ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
هماینک ما وارد عرصه وبالگمان میگردیم ...
۱۳٩۱/۱/٢٤ سلام و صد سلام خدمت شما دوستان کسانی که مارا فراموش کرده و نکرده فقط خواستم بگم اومدم همین والان هم میروم خییییلی دلم برا اینجا تنگ شده بود امسال (ینی همون ÷ارسال خیلی اتفاق واسم افتاد. بعد میم مینویسم منتظر باشییید !!! الالن ناظمممون میاد فلا
+ساعت ۱٠:٢٧ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
من هم لوزی فلال مغزها میکنم
۱۳٩٠/٦/٢٠ +با لبط:دیلوز به اجی گفم من چطولی میتونم بلم کشولای خالجی(المای یا انگلیس) بلا ادامه تحصیلل؟گف ته:یاباید لبطه یک یا دولقمی بیالم یا اینته یه نفل اونجا باچه بلام دعوت نامه بفلسته (یکی از دوستام ایتالیا هستن ولی من میخوام بلم یا المان-بل لین(برلین
+از این ببعد ایم طولی مینبسم. تون تا7سالگیم به ر میگفتم ل.مثلا میرفتیم مهمونی مینشوندنم وسط میگفتن بگو لر؟ منم بایک قیافه ی متخشصی میگفتم لل
من با اعتماد بنفس بالا یا جاده ی انحرافی : جاده ی اَنِ حَرافی
حدیث نوشت : رفتم تو اشپزخونه میخوام چایی دم کنم مامانم میگه حدیث میخوای چایی دم کنی ؟ میگم :پ ن پ میخوام دس بکشم روش غولش بیاد بیرون
کلا این حدیث خیلی باحاله فیلا خ +بچه ها امروز فهمیدم این مال حدیث نبوده :دی نظرتون وراجع به اهنگ جدیده وبم بگین ..!وبگین اجرا میشه یا نمیشه یا قشنگه؟...
+ساعت ۱٢:۳۳ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
4me
۱۳٩٠/٦/۱٩ میدونین چند وقته که کسی بم نگفته دردت بخوره تو سرم چته؟!
+ساعت ۱٢:٤۸ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
عکسای عرفان + بهرام
۱۳٩٠/٦/۱٧ اگه دوس دارین عکسا رو ببینین برین این پایین
:
+دارم جلد اول سینوهه رو میخونم اینم که هی یا داره بازنان تفریح میکنه یا تو خانه های عیاشیه یا داره کار میکنه.:دی ولی کلی چی یاد گرفتم دوسش دارم ادامه مطلب
+ساعت ٢:٤٠ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
من ِ گاو
۱۳٩٠/٦/۱٤ امروز داشتم تو خونه توپ بازی میکردم یه سرویس زدم خورد توشیشه شکست به این خاطرر که هیچ علتی بی معلول نیس (چه ربطی داش دیگه نت و اینا تعطیل فک کنم تا تابستون سال دیگه یا ..... عید. + بچه ها جان من ج بدن : فرق زرافه و خورشید چیه؟ +چرا پرتقال گرده اگه ج بدین خیلی خوشال میشم وجوائزی ارزنده به شما تعلق میگیرد معنوی است
+ساعت ۱۱:٢٦ ب.ظ نويسنده
نظرات ()
پسری ایرانی که دختر شد
۱۳٩٠/٦/۱٤
+ساعت ۱:٥٢ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
عه هه
۱۳٩٠/٦/۱٢ مهم نیستم سرمم هم که گیج میره پس چطوره که همینجا بشینمُ ذل بزنم به تصویرم که خیره شده به هیچی خوب دیگه به هر حال اولی باری نبودکه تجربش میکردم همیشه از بچگی به طعم خون عادت داشتم خونی که هر دفه مزش با مزه ی دیگه فرق داشته برام.مث ...مث ... نمیدونم چطور توصیف کنمش اووم خوب حالا تاحالا شده که مجبورباشی یه قسمت از بدنتو زخم کنی من همیشه لبمو انتخاب کردم .و خونشو بخوری.طعمش زیادمهم نیس مهم حسیه که بت دس میده به من حس خوبی دس میده و این برام مهمه بافکرتازه بدیارو قطع کن تازه ابر از اسمون محوشد استخر خالیه جای توخالیه دیگه اهنگای زد بم احساس خوبی نمیده دوس دارم با هنگاش گریه کنم مث اولین باری که بخند مصنوعی و گوش دادم گریم گرف ولی نمیدونم چرا با اهنگاش اشکم در نمیاد فقط یه بغض میموننه توش حتی اگه قبل اینکه گوششون بدم میدونم باش گریم میگیره خدایا تو میشنوی ومیفهمی من چی میگم پس دوست دارم
سرمم گیج میره نمیدونم چرا کونی
+ساعت ۳:۳٥ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
هی...
۱۳٩٠/٦/۸ دچار مرگ عاطفی شده ام، متقاضی باشد زندگی ام را اهدا میکنم... +دوس دارم بایکی کل بندازم اینو
+ساعت ٦:٠۳ ب.ظ نويسنده
نظرات ()
تاریخچه م
۱۳٩٠/٦/٥ امروز میخوام تاریخچه خودمو بنویسم نمیخوام بگم که من فلانم ُ بمانم ُ اینا فقط میخوام ببینین یا حدس بزنین بعدن چجوری میشم +دیروز دفتر خاطرات 10 سالگیمو پیدا کردم .خیللی گریم گرفته بود ولی خو چه فایده ادامه مطلب
+ساعت ٥:٤۸ ب.ظ نويسنده
نظرات ()
چکیده توضیح المسائل : کلا اگر طوری بشود که ادم خوشش بیاید حرام است!
+ساعت ٥:٥٩ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
عکس یه دختر خوشگلُ ملوسُ خوردنی
۱۳٩٠/٦/٤ نبینی از دستت رفته نصفه عمرت به فنا رفته (داری دیگه استعدادُ ؟ شعرُ میگم +حتما ببینیاا +کیا اردیبهشتی ن؟ ادامه مطلب
+ساعت ۳:٤۸ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
ابرو ریزی در حد.....
۱۳٩٠/٥/۳۱ سلام خوبین؟؟؟ بعله پلرسال بهار دسته جمی رفته بودیم خونه دوستم . نه ینی امسال تابستون دسته جمی رفته بودیم خونه دوستم. خوب اگه راستشو بخوای باید بگم اولای تیر رفته بودیم :دی. از قضا ایشان دو پسر خاله به نام های حمید-حمید دارن. که این دو من گوز و دیدن بسیاااار هم پسندیدن . خیر سرشون من نمیدونم هر چی حمید هس ازمن خوشش میاد یه حمید دیگه هم داریم فامیلای خیلی دورمونه . اونم میخواس با ما سر دوستی را بگذارد. ماهم روز جشن بسیار خوشل موشل کردیم به قول فرناز(یکی دیگه ازدوستای فابمان .) خوچیل موچیلاااااااا شدیم . + بعد ها دوستم بم گف حمید تازه اومده بوده نمیدونسته ما مهمون داریم و دیده صدای جیغ و سر وصدا میاد یهویی اومده تو ... ولی خوشش اومده هااا... . ریدم رو اون پسرخالت . ریده ی گاو +.این حمید که میگم همونی ه که خیلی دلبره :دی +دیدی دیدی دیدی ندیدی دیگه تو که اونجا نبودی بفهمی حمید چه حسی داشته . بقیه دوستامم سریع رفته بودن تو همون اتاقه . (عزیزان من هرچی فوش بلدین بدین به دوستام تعارف نکنین ) حمید هم توی در واساده بوده که تا منو میبینه دیگه فک کنم از زور خوشی سکته ناقص و همون جا میزنه نمیاد جلوتر.
+یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب منو مییییبره از توی زندون .
+ساعت ٦:٤٦ ب.ظ نويسنده
نظرات ()
راه های آ زا ر شوهر
۱۳٩٠/٥/٢٢ راه های ازار شوهر
:)
+ساعت ٢:۳٩ ق.ظ نويسنده
نظرات ()
|
|
|